X
تبلیغات
آموزش و پرورش معلولین جسمی حرکتی - بازپروری حسی حرکتی1
بیان خدمات سازمان آموزش و پرورش استثنایی به کودکان و دانش آموزان معلول جسمی حرکتی
 بازپروری حسی حرکتی1

پیشگفتار

در دنیای امروز که عصر تکنولوژی و رقابت است و حتی در گذر زمان، انسانهای عادی نیز از همدیگر سبقت گرفته و بر اساس اصل تنازع بقاء ، برای اهداف محدود همدیگر را پشت سر می گذراند، بدون شک، افرادی که دچار نقایص باشند، خودبخود کنار گذاشته خواهند شد. به این منظور، برای این که افراد در گذر زمان کمتر نادیده گرفته شوند، نیاز دارند تا چنانچه نقایصی دارند، این نقایص برطرف شود. انسان دارای ویژگی های متعددی است از جمله ویژگی های شناختی، حسی- حرکتی، روانی- عاطفی، و... طبیعی است که نقص در هر حیطه باعث خواهد شد که در سازگاری خود با محیط دچار مشکل شود. یکی از این حیطه ها که بسیار مهم بوده و در سازگاری فرد با محیط مؤثر است، حیطه حسی حرکتی است. بدین منظور تقویت مهارت های حسی- حرکتی لازم است.

وقتی ما به تاریخچه مهارت های حرکتی می نگریم می بینیم که به صورت کمابیش در متون ادبی ایران به این حیطه توجه شده است. به گونه ای که قدمت شیوه کاردرمانی به تاریخ پیدایش آن می رسد. شاید به آن زمان که ایرانیان پرچم پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را می افراشتند. هردوت مورخ معروف یونانی، در کتاب تاریخ باستان خود می نویسد: «پارسیان به کودکان خود می آموختند که راست بگویند، راست بر اسب بنشینند و راست تیر بزنند». و در جای دیگر عنوان می کند: «آنان مدارس را به دور از بازارها بنا می کردند تا کودکان دروغ و تزویر رایج در بازار را فرا نگیرند».

با کمی تفکر در این حیطه می توان دریافت که با پیدایش انسان، درمان و توانبخشی نیز مطرح بوده است. لیکن در زمان های بعد به صورت علمی تر و رسمی تر پا به عرصه وجود گذاشته است. در این مقوله نیز سعی شده است، حیطه حسی- حرکتی که یکی از حیطه های اساسی در سازگاری فرد با محیط است بررسی شود.

 

مقدمه:

حواس کانال های ورود اطلاعات به بدن ما هستند. بدیهی است هرچه فرد اطلاعات دقیق تری از محیط دریافت کند بهتر با محیط کنار خواهد آمد.

ژان پیاژه هوش را استعداد انطباق با محیط می داند (احمدوند، 1375).

بدیهی است که فرد از نظر کانال های حسی در وضع بهتری باشد، بهتر می تواند به محیط کنار بیاید و برعکس نقص در هر کانال باعث خواهد شد سازگاری فرد با محیط را مختل کند.

از طرف دیگر زندگی پویاست و رشد و تکامل انسان در پرتو حرکت امکان پذیر است. انسان موجودی است که از بدو تولد با حرکت شکل گرفته و هر آنچه حرکت او را مختل کند، بر پویایی زندگیش تأثیر می گذارد. در روند رشد فرایندهای بنیادی نوزاد انسان، نخستین مرحله، پدیدآیی سیستم حسی- حرکتی اعصاب مرکزی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اصولاً زیربنای رشد در فرایندهای دوره حسی- حرکتی ریشه دارد. در تأخیر، اختلال و عدم هماهنگی در رشد دوره حسی- حرکتی علل بسیار متنوعی از جمله مسائل ژنتیکی، عفونت ها ضایعه های ناشی از ضربه، مسمومیت، کمبود اکسیژن و از طرف دیگر محرومیت حسی- هیجانی مطرح است.

بین ضریب رشد حرکتی و ضریب هوش عمومی رابطه معنی داری وجود دارد. طی مطالعه ای بین این دو متغیر ضریب همبستگی 70% بدست آمده است. به نظر می رسد مبنای تمام فعالیت های انسان بر رشد شناختی و اساس رشد شناختی نیز بر رشد حسی- حرکتی بنا شده است.مطابق با دیدگاه پیاژه، رشد قوای شناختی از تعامل ارگانیسم با محیط ناشی شده منجر به سازگاری می شود. اولین و اساسی ترین مرجع رشد شناختی نیز حسی- حرکتی است که بدون گذار از آن، نمی توان به مراحل بعدی رسید. لذا با مشاهده رشد حسی- حرکتی کودک می توان حدس زد که آیا این کودک در سازگاری با خواسته های محیط مشکلاتی خواهد داشت؟ (ابراهیمی،1378).

در این که مهارتهای حسی- حرکتی بر هوش فرد تأثیر دارد، شکی نیست. اما روند و چگونگی پیدایش توانبخشی یا بازپروری مهارتهای حسی- حرکتی از کی شروع شد؟

 

نقش ایتار در آموزش و پرورش ویژه:

در اواخر قرن هیجدهم روشهای آموزش و پرورش ویژه به طور موفقیت آمیزی برای ناشنوایان به کار برده می شد. تقریبا در همین زمان بود که ژان مارک ایتار، فیلسوف و پزشک فرانسوی که در یک مؤسسه مربوط به ناشنوایان کار می کرد ، اظهار نمود که روش های تربیتی مشابه ناشنوایان ، ممکن است در آموزش و پرورش افراد دارای نقص ذهنی، منشأ اثر باشد ولی از فلسفه اصالت حواس و همچنین از عقیده بعد از انقلاب فرانسه که می گوید : انسان دارای امکانات محدود است و محیط آموزش و پرورش ، عامل تعیین کننده رشد ذهنی است، الهام گرفته بود.

در سال 1799 پسری که حدود 12 سال داشت در جنگل آویرون پیدا و دستگیر شد. این پسر بیش از آنچه که به انسان شباهت داشته باشد، شبیه به یک حیوان وحشی بود. او نمی توانست صحبت کند، غذای خود را با بوییدن انتخاب می کرد. پیوسته در صدد فرار بود و به طور کلی مانند انسان، پاسخی به محرک ها نمی داد. نسبت به صدای اسلحه که پشت سرش شلیک می شد بی تفاوت بود، ولی گردویی که از درختی می افتاد او را متوجه خود می کرد. به نظر می رسید که بویایی او فرق، بین بوی خوش و ناخوش نمی گذارد، همچنین ظاهرا بین سرما و گرما تفاوت نمی گذاشت، حالاتی غیر قابل کنترل داشت. گاهی اوقات دچار افسردگی می شد و زمانی دیگر به هیجان می آمد و شادمان می شد. به طور کلی عکس العمل هایش همان بود که یک حیوان از خود نشان می داد. به همین علت « پسر وحشی آویرون » نامیده شد.

در آن زمان جدال فلسفی، نه چندان بی شباهت به جدال فلسفی عصر ما، بین طبیعیون و طرفداران فلسفه اصالت حواس با تجربه و عمل وجود داشت. طرفداران طبیعت مانند آنهایی که امروز در موروثی بودن برخی کنش ها تعصب نشان می دهند، معتقد بودند که کنش های عقلانی و دانش انسان ذاتی است و نمی تواند رشد و پیشرفت کند. از طرف دیگر طرفداران تجربه و عمل یا معرفت گرایان یا طرفداران اصالت حواس ادعا می کردند که دانش یا هوش به وسیله حواس کسب می شود و بنابراین بدست آوردن آن احتمالا به آموزش بستگی دارد.

ایتار که با طرفداران اصالت حواس موافق بود، احساس کرد پسر وحشی آویرون نمونه خوبی از آدمیزادی است که اصلا آموزش ندیده است. اگر روش های آموزش صحیحی در تربیت حواس او اعمال شود، می تواند به یک انسان تبدیل شود.

پیتل روانپزشک فرانسوی این کودک را کانا تشخیص داد و با اتکا به نظر طبیعیون اظهار داشت که وی آموزش پذیر نیست و هر کوششی در این باره بی حاصل است.

با وجود این، ایتار برنامه فشرده ای را برای او آغاز کرد تا به جهان نشان دهد که یک کودک کانا می تواند به وسیله ی تربیت حواس آموزش ببیند. نامبرده مدت پنج سال در آموزش ویکتور (پسر مزبور) کوشید ولی سرانجام از آن دست کشید و اعلام کرد که آزمایش با شکست مواجه شده است. بعدها آکادمی علوم فرانسه مورد فوق را تحت بررسی قرار داد و اعلام کرد که ایتار سهم بزرگی در این آزمایش داشته است و از وی درخواست کرد تا گزارشی از کوششهای خود را منتشر کند. کتابی که نتیجه آن بود به نام «پسر وحشی آویرون» نام گذاری شد.

 

تربیت ذهنی از طریق انگیزش حواس:

یکی از هدف های عمده ایتار این بود که به وسیله یک برنامه توسعه یافته دقیق که برای انگیزش حسی تهیه شده بود، سلسله اعصاب کودک را به فعالیت وادارد و قوه ی تمیز از طریق حواس را با آموزشهای جداگانه هر حس در او رشد دهد. این هدف مبین بسیاری از روشهای تربیتی ایتار از جمله موارد زیر است:

1- ایتار با بکار بردن تمرین های ویژه ای برای حواس چشایی، لامسه، بویایی و درک میزان گرما و سرما توانست در کار خود قدری پیشرفت نشان دهد.

2- در زمینه حس لامسه: او توانست طوری او را آموزش دهد تا یک کلید را از سکه تشخیص دهد.

3- در زمینه حس شنوایی: چشم های او را می بست و یک زنگ سپس طبل را به صدا در آورده از کودک می خواست، صدای آنها را تقلید کند.

4- برای تربیت حس بینایی: برای تشخیص آنها اشیاء بزرگ را در مقابل اشیاء کوچک قرار می داد. حتی شرطی کردن کلمه مثل شیر با نشان دادن، شیر را یاد داد.

 

نقش سگوین:

خدمات سگوین به آموزش و پرورش افراد دارای نقص ذهنی به روش «فیزیولوژیکی» مرسوم است. تئوری آموزش او بر اساس فرضیه فیزیولوژیکی اعصاب پایه گذاری شده است. چون متخصصان اعصاب، سلسله اعصاب را به دو طبقه عمده: سلسله اعصاب محیطی و سلسله اعصاب مرکزی، تقسیم کرده بودند، سگوین نیز بین دو نوع نقص ذهنی، نقص ذهنی سطحی و نقص ذهنی عمقی تفاوت می گذاشت. طبق عقیده های وی نوع نقص ذهنی سطحی ناشی از آسیب دیدگی یا ضعیف بودن سلسله اعصاب محیطی می باشد و نوع نقص عمقی از نقایص سلسله اعصاب مرکزی ناشی می شود.

 

نحوه ی آموزش سگوین:

او روش فیزیو لوژیک تعلیم و تربیت را شامل «اصلاح و تقویت اندامها از طریق رشد کنشهای حرکتی، درکی- انعکاسی و خودبخودی کودک» به کار می برد (کرک و جانسون، 1369).

سگوین روش حسی- حرکتی را در آموزش کر و لال ها به کار برد. یکی از اقدامات مهم او تهیه دستگاه ساده ای بود که به نام آزمون مهره ای معروف است. این دستگاه برای آزمایش استعداد کودکان و پرورش ادراکات حسی مانند بینایی و شنوایی به کار می رود. در این آزمون کودک باید مهره های چوبی را که به شکل ها و اندازه های مختلف بریده شده اند در محل خودشان که به همان شکل و اندازه در تخته چوبی کنده شده است بگذارد و به همین جهت بعضی به این آزمون نام آزمون تخته چوبی نیز داده اند (میلانی فر، 1370).

از نظر او تربیت عضلات دست، بهتر از سایر عضلات بود. چراکه براین اعتقاد بود که کار دست مشتمل بر مهارتهای فکری و جسمی است. کما این که امروزه قسمت های مربوط به مهارت یدی بر پایه روش های او استوار است. او این گونه آموزش را با تربیت حس لامسه آغاز و پرورش حس چشایی و بویایی را کمی بعد از حس لامسه شروع می کرد (بنی جمال واحدی، 1380).

 

نقش ماریا مونته سوری :

وسایل کمک آموزشی او شامل بیست و شش قطعه متفاوت بود که امکانات لازم برای تربیت همه ی حواس به جز چشایی و بویایی را فراهم می کرد. برای آموزش توانایی های بینایی به کودک استوانه های چوبی داده می شد. تا آنها را در سوراخ هایی که در یک تخته چوبی تهیه شده بود جای دهد. برای تربیت حس گرما و سرما، دست های کودک را در آب سرد، سپس در آب نیمه گرم و سپس در آب داغ می گذاشت، تا تفاوت بین سرما و گرما را بیاموزد.

تمرینات بساوایی شامل لمس متفاوت نوارهای  کاغذی صاف و کاغذ سمباده بود برای تقویت حس تشخیص رنگ ها، تمیز رنگ های نزدیک به هم، به وسیله ی قرص های رنگی، به کودک آموزش داده می شد. علاوه بر این تمرین هایی با وسایلی همانند تاب، پله چوبی، سکوی چوبی برای پرش های طول و نردبان طنابی استفاده می کرد تا مهارت ها را قوی سازد. ( کرک و جانسون ، 1369)

حیطه ی حسی – حرکتی :

با توجه به اینکه حیطه ی حسی – حرکتی مشتمل بر دو فرایند حس و حرکت است در ابتدا به شتریح فرایند حسی و بعد مهارت حرکتی و ارتباط آن دو خواهیم پرداخت.

فرایندهای حسی :

فرایندهای حسی فرد را در ردیابی محرک های بیرونی یا درون و تبدیل آنها به علائمی که قابل انتقال به مغز، بازشناسی و تعبیر و تفسیر است، کمک می کنند. احساس همیشه به شکل صحیح، کمیت پذیر است، یعنی آن را می توان به دقت اندازه گیری کرد. هم قدرت منبع و هم اثر آن بر گیرنده های حسی را با روش های علمی می توان تعیین کرد. برای مثال، اگر کودکی را به خاطر نقایص حسی آزمون کنیم، شنودشناسان می توانند نوسانات منبع صدا را اندازه گیری کرده ونیز اثرات آن را بر عصب شنیداری تعیین کنند. همین طور اگر کودک به خاطر ناتوانایی های دیداری آزمون شود، درخشانی منبع نور و نیز اثرات آن محرک را به مغز می توان سنجید. اندازه گیری هر بعد تحریک ممکن است به دستگاه های پیچیده نیاز داشته باشد اما از لحاظ نظری، کمی سازی، امکان پذیر است.

گاه گیرنده های حسی آسیب دیده اند و کنش هایشان محدود است، جریان اطلاعات تحریف می شود چرا که مغز یا مسیرهای حسی که اطلاعات را به مغز می برند دچار آسیب شده اند. ( پیتر کله و نلورناچان، 1372)

با توجه به این مسئله پس از طریق تقویت کانال ها یا مسیرهای حسی می توان به دریافت وحس قوت بخشید.

آموزش جهت حسی ( جهت آموزی ):

در گذشته بسیاری از آموزش های اولیه در تعلیم و تربیت ویژه بر این قضیه ساده استوار بود که رجحانات یادگیری کودکان بر پایه سه حس اصلی پا می گیرد ( دیداری، شنیداری و جنبشی ). به علاوه ادعا می شد که بسیاری از کودکان در یک یا چند جهت حسی دچار مشکلات ویژه اند و این مشکلات با آموزش ویژه برطرف می شود.( پیتر کله – لورناچان، 1372 )

رشد حرکتی :

رشد تدریجی بوده و متضمن کنترل و هماهنگی اجزای بدن است. اگر به نوزاد چند هفته ای، که به پشت خوابیده نگاه کنید، می بینید که وقتی یک دستش را حرکت می دهد همزمان دست دیگر و پاهایش هم حرکت می دهد و زمان لازم است تا کودک کنترل اجزای بدن خود را به دست آورد. رشد کنترل و هماهنگی اعضا در اثر تجربه به دست می آید و مغز باید برنامه این هماهنگی را طرح ریزی کند.

الگوی رشد حرکتی با قدرت نگهداری عضلات گردن شروع می شود سر در کنترل باشد و کودک بتواند سر را به اطراف بچرخاند بعد کنترل عضلات شانه را به دست می آورد که شروعی برای نشستن است. مرحله بعد کنترل پاهاست تا قدرت تحمل وزنش را داشته باشد و همزمان کنترل پاها و انگشت ها شروع می شود از جمله انگشت شست پا که در راه رفتن مهم است.

تجربه نشان داده است که کودکان کم توان ذهنی در هماهنگی عضلات مختلف دچار مشکل هستند و این دلیل تاخیر رشد حرکتی آنان است. لذا تاکید نه تنها روی قدرت عضلات بلکه روی فعالیت هایی است که این هماهنگی را به جلو می برد. ( الله یاری، 1382).

مراحل رشد از نظر ژان پیاژه :

در اهمیت مهارت حسی – حرکتی همین بس که ژان پیاژه روانشناس معروف یکی از مراحل رشد خود را بر آن بنا نهاده است.

ژان پیاژه دوره های تحول را شامل این مراحل می داند :

1-     دوره حسی – حرکتی ( از تولد تا 2 سالگی )

2-     دوره تجسمی عینی ( از 2 تا 11 سالگی ) ( این دوره متضمن دوره پیش عملیاتی 7-2 نیز می باشد)

3-     دوره انتزاعی یا صوری ( از 11 تا 15 سالگی ) ( منصور، 1381)

روش های آموزشی که برای هر مهارت لازم است:

در آموزش هر مهارت از روش خاصی استفاده می شود که مهمترین روش ها عبارتند از :

1-    طرح ریزی و نمایش :

بعد از اینکه کودک را دیدید و تصمیم به آموزش گرفتید این کار را با ارائه الگویی روشن و دقیق به کودک شروع کنید. بدین طریق نشان دهید که از کودک چه چیزی می خواهید.

2-    شکل بخشیدن :

مهارت و حرکت از قسمت های کوچک تشکیل شده است. هر مهارتی باید آنالیز و تجزیه و تحلیل شود و قدم به قدم یا مرحله به مرحله آموزش داده شود تا مجموعه این آموزش ها یک حرکت یا مهارت را تشکیل دهد.

3-    وادار کردن و ایماء و اشاره :

اگر کودک از انجام مرحله ای ناتوان است، شما به او کمک کنید مثلا اگر نتواند شیئی را در دستش بگذارید  و انگشتان او را ببندید و به این طریق او را وادار به عمل گرفتن کنید. ( الله یاری، 1382).

نقایص کودکان آهسته گام در حیطه های حسی و نحوه ی آموزش آن حیطه :

-          ضعف احتمالی در بینایی و شنوایی :

کودکان آهسته گام به دلیل ضعف عمومی کنش های هوشی و نظام عصبی حاکم بر رشد و تحول ایشان، اغلب از نظر بینایی و شنوایی دچار نارسایی های محسوس اند درصدی که نیاز به عینک و یا سمعک دارند به طور چشمگیری از بچه های عادی بیشتر است. ( افروز، 1382)

کودکان آهسته گام و حیطه های حسی – حرکتی :

  کودکان آهسته گام و تیزبینی و تیزشنوایی :

این کودکان ضعف قابل توجهی در تیزبینی و تیزشنوایی دارند. چشمان کاملا سالم و گوش های کاملا شنوا، از نظر دقت و تشخیص دقیق، در درک عمیق بصری و سمعی با مشکل مواجهند.

 

  کودکان آهسته گام و کم مهارتی تنبلی حرکتی :

بچه های آهسته گام عموما دچار نوعی کم مهارتی ( دست و پا چلفتکی ) و کندی حرکتند برای مثال در پوشیدن لباس و کفش و آماده کردن کیف و لوازم مدرسه، نوشتن دیکته، غذا خوردن، مهیا شدن برای رفتن به میهمانی ، خروج سریع از کلاس برای استفاده از زنگ تفریح و غیره با کندی و کم مهارتی محسوس مواجهند.

  کودکان آهسته گام و لامسه بویایی و چشایی :

این کودکان به دلیل ضعف کلی در کنش های ذهنی و نظام عصبی، در تشخیص لمس، بویایی و چشایی نیز به طور محسوسی نسبت به همسالان خود کند بوده و از مهارت های لازم برخوردار نیستند. قادر نیستند تفاوت های ظریف سطوح اشیاء مختلف را با لمس کردن تشخیص دهند. و یا با چشمان بسته و صرفا با بو کردن، اسامی گل ها و خوراک های مختلف را بازگو کنند. این کودکان همچنین در تشخیص و تمیز سریع خوراک ها و مزه های گوناگون با مشکل محسوس مواجهند.

  کودکان آهسته گام و دستگاه گویایی و تکلم :

اغلب تاخیر جدی در رشد کلامی دارند و از نظر گویایی و تکلم روانی و سلامت لازم برخوردار نیستند. با اینکه علت اصلی اختلال گویایی آنها عمدتا به دلیل ضعف عمومی در کنش های ذهنی ایشان است، اما چگونگی سلامت دستگاه گویایی آنها نیز تاثیر قابل توجهی در تکلم و شمرده صحبت کردن ایشان دارد.

بای تکلم صحیح و شمرده صحبت کردن علاوه بر قابلیت ذهنی و بهداشت روانی، سلامت دستگاه گویایی ( لب ها، زبان کوچک، سقف دهان، دندان ها و ... ) نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است.

درصد قابل ملاحظه ای از آنها به دلیل تغذیه نامناسب و تنبلی زبان لب و ناموزونی دندان ها در ادای شمرده و مفهوم کلمات و جملات با مشکلات جدی مواجهند.( افروز، 1384)

تقویت حس بینایی :

به منظور تقویت حس بینایی می توان این تمرین ها را انجام داد :

-          مثل من عمل کن : از کودک بخواهیم از کارهای ما تقلید کند. مثلا قسمت های مختلف بدن خود را لمس کند؛

-          من می بینم : به اشیاء گوناگون اشاره کند و نام آنها را بگوید؛

-          چه چیزی کم شده است : چند چیز را به او نشان داده، یکی را مخفی کنیم از او بخواهیم شیء کم شده را نام ببرد؛

-          پیدا کردن ویژگی مشترک : اشیا را نشان داده تا تشابهات را بگوید؛

-          بازی با چراغ : چراغ قرمز به معنی توقف، سبز به معنی حرکت کردن؛

-          تصویرهای جور کردن : از کودک بخواهیم کارت های مشابه برای یک موضوع را جور کند. مثلا مواد خوراکی – وسایل نقلیه.

 

تقویت حس شنوایی:

با انجام تمرینات زیر:

- از کودک خواسته شود با نام بردن اعضا ، قسمتهای مختلف بدن خود را لمس کند.

- به کودک دستورهای ساده داده تا پیروی کند: (بنشین- بلند شو ...).

- به کودک دستور پیچیده تر داده تا پیروی کند: (بینی من را لمس کن ...)

- تا کردن کاغذ: به او بگویید که چگونه کاغذ را تا کند.

- تکمیل یک سروده با حذف کلماتی از آن.

- پرسیدن سئوالاتی که جواب آن بلی یا خیر است.

- قصه های کوتاه

- بازی حدس زدن

- چیستان

- بازیهای جور کردنی

 

تقویت حس لامسه:

-        سردی

-        گرمی

-        نرمی

-        زبری

تقویت حس بویایی:

-        تشخیص بوی گل، سرکه، نفت و مانند آن

 

تقویت حس چشایی:

-        ادراک مزه های گوناگون و شناسایی مایعات مختلف

 

مهارت های حسی حرکتی و مسأله برتری جانبی:

کودک در جریان تحول حرکتی، بیش از پیش یکی از دو دست خود را به کارها اختصاص می دهد. یعنی به این دست ترجیحاً فعالیت های جدید ارجاع می گردد. و همین دست است که یک حرکت را خودکار می سازد و توحید می بخشد. این عمل همان چیزی است که استقرار برتری جانبی نامیده می شود.

مفهوم برتری جانبی در عمل به چیزی فراتر از دست گسترش یافته است در مورد تمام قسمت های قرینه ای بدن که امکان حرکت مستقل در آنها وجود دارد به کار بسته شده است. بدین ترتیب می توان

پای برتر (پایی که با آن به صورت یک پا می پرند یا «لی لی» یا با آن توپ می زنند)

چشم برتر (چشمی که لای شکاف نگاه می کنند)

گوش برتر (گوشی که به سوی منبع صدا برگردانده می شود)

و ...را مشخص نمود. (پرون و پرون،1376)

 

آزمون برتری جانبی:

از آنجا که بسیاری از افرادی که دارای اختلال گفتاری یا کم مهارتی می باشند در زمینه عدم تسلط یا برتری جانبی مشکل دارند بنابراین جهت تشخیص اینکه آیا برتری صورت گرفته است، آزمون برتری مهم است.

آزمون برتری طرفی جهت تشخیص نوع نیمکره غالب بکار میرود. به عبارت دیگردر سنین اولیه رشد، کودک هر نمایشی را که انجام می دهد، بیشتر ارگانیزم او درگیر و فعال است ولی زمانی که رشد اولیه وارد مرحله دوم کودکی میشود برای انجام فعالیت، قسمتهای خاص مخصوص همان فعالیت درگیر می شود. زمانی که نیمکره راست مغز غالب باشد اکثر کارها توسط اعضای سمت چپ انجام می گیرد و زمانی که نیمکره چپ آنها فعال است اکثر کارها توسط سمت راست بدن انجام می گیرد. اکثر افراد جامعه نیمکره چپ آنها غالب می باشد. یعنی در این صورت دارای دست راست، پای راست، چشم راست و ... برتر خواهند بود. ولی در برخی از افراد غالبیت نیمکره انجام نگرفته است یا حالت مختلط دارد. که در این صورت آزمون برتری طرفی انجام می شود تا این مسئله تشخیص داده شود. ضمناً باید متذکر شد که سیر مراحل اولیه رشد روی برتری نیمکره بسیار موثر می باشد. یعنی حرکات کودک اعم از لوله کردن، سینه خیز، چهار دست و پا و ... همه برای برتری نیمکره مفید می باشند. برای اینکه تشخیص داده شود مراحل رشد نقص داشته است یا نه، این تست به این صورت در اعضای بدن انجام می گیرد:

تشخیص برتری طرفی برای دست:

برداشتن فنجان، شانه کردن مو، ژست شانه کردن، برداشتن کبریت از قوطی، باز و بسته کردن درب شیشه، باز و بسته کردن بند کفش (در بچه هایی که می توانند گره بزنند) جمع کردن مهره یا پول خرد از روی میز، پیچیدن نخ دور قرقره، قیچی کردن، شمردن پول، برگ زدن کتاب، پرتاب کردن و گرفتن توپ، نقطه گذاری دو مربع یک سانت در یک سانت

نکاتی که در انجام موارد  فوق الذکر باید در نظر گرفت عبارتند از:

1-    سرعت، مهارت، سهولت و نرمش عضلات

2-    تمامی این آزمایشها باید با هر دو دست انجام گیرد.

3-    هرچقدر کودک کوچکتر باشد، مهارت کمتر است

4-    نوشتن اصلاً ملاک برتری جانبی نیست

5-    حرکاتی که فشار اجتماعی بر روی آن تأثیر دارد کمتر ملاک است

 

تشخیص برتری طرفی پا:

شوت کردن با پا، لی لی کردن، رفتن روی صندلی یا بالای پله.

 

تشخیص برتری طرفی دو چشم:

نگاه کردن از سوراخ در، نگاه کردن از داخل سوراخ مقوا، بستن یک چشم.

 

تشخیص برتری گوش:

از پشت سر کودک با کف دست ضربه می زنیم یا دست می زنیم ببینیم به کدام طرف نگاه می کند، یا صدای ضعیفی ایجاد تا ببینیم در نهایت کدام گوش را به سمت صدا می گیرد (به کیش، 1376).

البته باید متذکر که مسائل جانبی شدن به طور کلی با مسائل سازمان دهی یک حرکت و با بی مهارتی وابسته اند، اما نباید زود هراسان شد. در هر حال تا حدود 5 سالگی کودک باید از خلال فعالیت های خود به کشف آن چیزی که به منزله بهترین سازماندهی حرکات اوست نایل آید (پرون و پرون، 1376).

 

مهارت های حرکتی دانش آموزان آهسته گام:

بچه های آهسته گام عمدتاً از نظر مهارت حرکتی دچار مشکل اند. آنها مخصوصاً در مهارتهایی که متضمن شناخت است مشکل دارند (افروز، 1384).

 

مهارت های حرکتی:

مهارت های حرکتی عبارتند از فعالیت های جنبشی و حرکت که مستلزم کنش هماهنگ اند و شامل دو نوع مهارت می باشند: مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت (پیتر کله و لورناچان، 1372).

 

 اهداف آموزشی و حیطه های آن:

حیطه روانی- حرکتی:

هدف های حوزه روانی- حرکتی به حرکات و اعمال ماهرانه بدنی چون نوشتن، تایپ کردن، نواختن آلات موسیقی، ورزش کردن و انجام دادن مشاغل و چرخه های گوناگون که فعایت بدنی و روانی هر دو سر و کار دارد، گفته میشود. در آثار روانشناسی و آموزش و پرورش از مهارت های حرکتی یاد شده است.

این حیطه شامل این مهارت ها میشود:

-        حرکات کلی بدن؛

-        حرکات هماهنگ ظریف؛

-        رفتارهای ارتباطی غیر کلامی،

-        ارتباط کلامی.

 

الف- حرکات کلی بدن:

رفتارهای موجود در این حیطه بوسیله حرکات مستقل اندامها یا حرکات یک اندام در هماهنگی با اندام های دیگر مشخص می شوند. هرچند که این فعالیت های طبقه مستلزم هماهنگی بین چشم و گوش است.

هدف های این طبقه معمولاً نیرومندی، سرعت یا دقت این گونه حرکات کلی را مورد تأکید قرار می دهد.

خرده طبقه های این طبقه به قرار زیر است:

1-    حرکاتی که مربوط به اعضای بالای بدن می شود. مثل پرتاب کردن توپ

2-    حرکاتی که مربوط به اعضای پایین بدن می شود. مثل دویدن

3-    حرکاتی که به دو یا چند عضو بدن مربوط می شود. مثل شنا کردن (سیف، 1370).

حرکات کلی بدن که همان حرکات درشت می باشند به آموزشها و تمرینات حرکتی ماهیچه های بزرگ بدن و توانایی حرکت اعضای مختلف مربوط میشود و هدف این فعالیتها مربوط به توسعه نرمش و سودمند حرکات بدن در ارتباط با عوامل برونی و درونی میشود.

 

تقویت مهارت های حرکتی درشت:

برای تقویت مهارت های درشت می توان این موارد را در نظر داشت:

مرحله اول: سر ودست ها در خط وسط بدن:

مهارتهای حرکتی که در این مرحله از رشد باید به آنها توجه کرد عبارتند از:

1-    نگهداشتن سر در وسط (مستقیم به جلو نگاه کردن و نیفتادن سر به یک طرف) و شروع به بلند کردن آن؛

2-    قرار گرفتن دستها ر خط وسط بدن و شروع به نیم خیز شدن؛

3-    قرار گرفتن پاها در کنار هم و حرکت کردن.

مرحله دوم: کنترل سر، با اتکا به چیزی ایستادن و غلتیدن:

1-    در حالیکه کودک به پشت خوابیده است بتواند دست هایش را به پاهایش برساند و با آنها بازی کند؛

2-    در حالیکه به روی شکم خوابیده است بتواند بر روی دست ها و آرنج هایش نیم خیز شود؛

3-    در حالیکه از ناحیه بالی تنه و میانه ی تنه حمایت میشود، بتواند بنشیند؛

4-    تلاش کند که بنشیند؛

5-    غلط بزند.

مرحله سوم: چرخیدن، نشستن و آماده شدن برای ایستادن:

1-    چرخش به سمت اسباب بازی ها در حالت خوابیده بر روی شکم؛

2-    نشستن بر روی کف اتاق؛

3-    تلاش برای نشستن حمایت شده؛

4-    تلاش برای خارج شدن از حالت نشستن حمایت شده؛

5-    چهار دست و پا رفتن؛

6-    زانو زدن حمایت شده؛

7-    نشستن روی نیمکت؛

8-    ایستادن حمایت شده.

مرحله چهارم: خزیدن، چهار دست و پا قرار گرفتن، بالا رفتن، نشستن و خروج از حالات نشسته، ایستادن و بالا کشیدن خود برای ایستادن:

1-    خزیدن

2-    به حالت چهار دست پا در آمدن؛

3-    چهار دست و پا راه رفتن؛

4-    بالا رفتن از چیزی؛

5-    انتقال به حالت نشسته؛

6-    خروج از حالت نشسته؛

7-    بالا کشیدن خود به منظور زانو زدن؛

8-    بالا کشیدن خود به منظور ایستادن؛

9-    انتقال از حالت ایستاده به نشستهخ در کف اتاق؛

10- ایستادن در حالیکه جایی و تکیه گاهی را گرفته است

 

مرحله پنجم: ایستادن، گشت زدن، بالا رفتن و راه رفتن:

1-    حفظ تعادل در حالت ایستاده؛

2-    گشت زدن؛

3-    گذاشتن کامل کف پا به زمین و گذر از این حالت به حالت ایستاده؛

4-    بالا رفتن به کاناپه و بالا و پایین کشیدن خود از پله ها؛

5-    راه رفتن با و بدون کمک دیگران.

علاوه بر موارد فوق مهارت های زیر را نیز در کودکان باید پرورش داد:

1-    راه رفتن بر روی سطوح ناهموار؛

2-    شوت کردن یک توپ؛

3-    بالا و پایین رفتن از پله ها؛

4-    بالا و پایین رفتن از سطوح شیب دار؛

5-    بالا و پایین رفتن از پله ها؛

6-    تند راه رفتن و دویدن؛

7-    هماهنگی مهارتهای تعادلی؛

8-    پریدن؛

9-    سه چرخه سواری کردن (ویندورز، 1385).

علاوه بر موارد فوق الذکر از جمله آموزشهای تمرینات اعمال حرکتی درشت:تمرینات گام و تمرینات زمینی است.

تمرینات گام عبارتند از: گام به جلو، گام به عقب، گام به پهلو، تقلید راه رفتن حیوانات، راه رفتن متقاطع، عبور از روی نشانه ها و گذشتن از خطوط خط کشی است.

تمرینات زمینی عبارتند از: حرکت دادن دستها و پاها، سینه خیز رفتن و خزیدن با مانع است (الماسی و خدابخشی، 1375).

 

ب- حرکات هماهنگ ظریف:

الگو یا مراحلی از حرکات هماهنگ که معمولاً مستلزم همکاری چشم یا گوش با سایر اعضای بدن است.

هدف این طبقه در هنرهای ظریف، کارهای دستی، موسیقی و... یافت میشوند.

این طبقه دارای خرده طبقه های زیر است:

1-    حرکات دست و انگشت؛ مثل لمس کردن یک شیء

2-    هماهنگی دست و چشم؛ مثل تایپ کردن

3-    هماهنگی دست و گوش؛ مثل شنیدن نت و اجرا با پیانو

4-    هماهنگی دست، چشم و پا؛ مثل استفاده از دستگاه نجاری

5-    ترکیب هماهنگ دست، پا، چشم و گوش (سیف، 1375)

 

تقویت مهارت های حرکتی ظریف(Fine Motor):

مهارتهای حرکتی ظریف دست، فعالیت با دست ها و انگشتان را شامل میشود. مانند برداشتن اشیای ریز، استفاده از قیچی، نوشتن، نقاشی کشیدن، رد کردن و گره زدن بند کفش، این مهارتها طی یک روند مستمر از تولید تا بزرگسالی رشد می یابند.

بطور کلی تمام مهارتهای حرکتی با تمرین رشد می کنند، بنابراین هرگاه یک توالی حرکتی(Movement) خاص را انجام دهیم، مسیر طبیعی (مسیر ارتباطی که بین مغز و عضلات وجود دارد) بارها و بارها تقویت میشود و می توانیم حرکت را بهتر انجام دهیم. همچنین هر چه بیشتر از عضلات استفاده شوند قوی تر میشوند (سایت برنامه- بودجه).

هدف از مهارتهای حرکتی ظریف، رشد و تقویت عضلات ریز و کسب مهارت در انجام اعمال اختصاصی که عبارتند از: پرتاب کردن، گرفتن، بریدن، نمونه سازی، بستن و گشودن است.

از جمله آموزش و تمرینات مهارتهای ظریف که حرکات عضوی کوچک، محدود و ظریف انگشتان را تقویت می نمایند میتوان تمرین نقطه- نقطه، ترسیم دوایر، ترسیم اشکال هندسی، حروف و اعداد را نام برد. (الماسی، خدابخشی، 1375).

هنگام کار جهت افزایش مهارتهای حرکتی ظریف کودکان با نشانگان داون عوامل زیر باید در نظر گرفته شود:

1- ثبات:

وضعیت صحیح نشستن در ایجاد ثبات لازم برای حفظ یک قسمت از بدن به هنگام حرکت قسمت دیگر ضروری می باشد. برای مثال هنگام نوشتن یا گره زدن:

-        صندلی و میز باید به اندازه ی مناسب باشد؛

-        کار روی سطح شیب دار یا تخته مخصوص نوشتن باشد؛

-        ایجاد تنوع در وضعیت های انجام کار و روش های کار؛

-        دادن استراحت های کوتاه مدت جهت رفع خستگی.

2- تمرین های دستی:

کودک را پیش، در حین و پس از فعالیت به انجام تمرین های مختلفی جهت افزایش آگاهی از دست ها و انگشتان، برانگیختن یا آرام سازی و بهبود جریان خون تشویق کنید.

-        دستها را به آهستگی و به سرعت باز و بسته کند؛

-        دستها راتکان دهد و به یکدیگر مالش دهد؛

-        با شست به نوبت به نوک انگشتان دیگر ضربه بزند.

3- فعالیت های کششی برای مچ و دستها:

فعالیت هایی ترتیب دهید که به کشش مچ، دست و انگشتان کودک کمک کند و این نوع فعالیت ها را به هنگام اتمام کار(وقتی کارش را زودتر تمام می کند) و یا نیاز به تغییر دارد به کودک ارائه دهید.

-        یک توپ قابل انعطاف یا یک توپ کوچک اسکواش در اختیار کودک قرار داده تا بفشارد؛

-        پاره کردن کاغذ برای ساختن کلاژ یا خمیر کاغذی؛

-        بازی با عروسک های خیمه شب بازی انگشتی؛

-        فشردن اسباب بازی های جیرجیر کننده؛

-        نخ کردن مهره ها، وصل کردن لگو و یا حلقه های زنجیر به یکدیگر؛

-        برداشتن اشیای کوچک مثل ماکارونی، ریختن آنها داخل ظرف یا فنجان های کوچک؛

-        اسفنج یا لباس خیس را بچلاند؛

-        استفاده از میخ چوبی و چکش؛

-        چیدن فنجان ها روی هم و یا عروسک های روسی؛

-        ساختن مار یا توپ با قطعات کوچک خمیر پلاستیکی یا خمیر بازی

 

فعالیت هایی جهت رشد مهارت های درکی (Perce Ptueal Skills) و هماهنگی چشم و دست:

انجام حرکات بزرگ که بازوها را درگیر کند قبل از شروع حرکت های ظریفتر و کوچکتر الزامی است. همچنین ارائه فعالیت هایی که در آنها از رویکرد چند حسی (Multi- Sensory Approach)  به منظور آگاهی حسی استفاده میشود. به رشد مهارت های حرکتی کمک می کند.

-        نقاشی با انگشتان، استفاده از شن، پودر، آرد، اسپری فوم و... برای نقاشی؛

-        جور کردن یا دنبال کردن : وصل کردن دو شکل یا دو تصویر مثل هم به وسیله ی خط کشیدن با مداد؛

-        فعالیت های لمس انتخابی؛

-        ریتم انگشتی؛

-        با حلقه ها، آجرها و ... شکل بسازد؛

-        نوشتن با گچ روی تخته سیاه؛

-        به نخ کشیدن مهره و فعالیت های گره زدن مثل بستن بند کفش؛

-        کشیدن خطوط عمودی و افقی که از نقاط سبز شروع و به نقاط قرمز ختم میشود؛

-        فعالیت های نقطه به نقطه، مازها و ...؛

-        ساختن اشکال با خمیر بازی؛

-        بازی خط خطی مغناطیسی و یا بازی ماهی مغناطیسی؛

-        استفاده از صفحه میخ های چوبی و جور چین ها.

 

بریدن:

بریدن یک مهارت حرکتی ظریف سطح بالاتر است با قیچی های دو دسته بزرگترها می توانند به کودک کمک کنند تا یاد بگیرد. بریدن نی و نوارهای کاغذی در ابتدای آموزش بریدن مناسب تر است. همچنین بریدن مقوا و کاغذهای کلفت آسانتر از کاغذهای معمولی است.

رشد مهارت های نوشتاری:

نوشتن یک فرایند پیچیده است که علاوه بر هماهنگی چشم و دست مهارت های زیاد دیگری را شامل میشود و ناشی از تقابل فرایندهای حرکتی، حسی، درکی، و شناختی است.

فعالیت های چند حسی، بینایی و درکی- حرکتی جهت رشد مهارتهای نوشتاری مناسب می باشند.

1- رشد گرفتن مداد (Pencil Grip):

در ابتدا کودکان مداد را با کف دست می گیرند یعنی گرفتن کف دستی (Plmar Grasp): مداد بین شست و انگشتان دیگر نگهداشته میشود.

جهت ایجاد روش صحیح گرفتن مداد نیاز به تشویق و فعالیت های مضاعف می باشد.

-        استفاده از مدادها، مداد شمعی یا گچ های کوتاه که به کف دست نرسند؛

-        استفاده از مدادها، مداد شمعی ها و ماژیک های ضخیم و مثلثی شکل یا گیره ی مداد؛

2- فشار به مداد:

فشار به مداد تحت تأثیر وضعیت، نوع گرفتن و نوع مداد می باشد.

3- شکل دادن حروف و نوشتن روی خطوط:

-        حروف را با خمیر بسازد؛

-        بین خطوط حروف نوشته شده بزرگ کند یا با مداد بکشد؛

-        استفاده از کاغذ شطرنجی؛

-        نوشتن باغچه ای؛

یک فعالیت بینایی با کمک ایجاد خطوط سه رنگ است که به کمک سه خط رنگی که هر کدام نمایانگر مثلاً آسمان، چمن و خاک می باشد صورت می گیرد تا کودک بتواند به کمک آموزش نحوه ی قرار دادن حروف بر روی خطوط را بیاموزد.

-        نوشتن پیوسته:

می تواند باعث بهبود مهارت های نوشتاری کودک شود. کودک معمولاً نمی تواند هر حرف را به عنوان یک واحد مجزا ببیند ولی به عنوان قسمتی از یک کل و نوشته برای او روان تر و ساده تر است؛

-        شکل حرف یا عدد را قبل از نوشتن روی کاغذ در هوا بکشد؛

-        استفاده از کاغذهای پیش نیاز نوشتن که درجه بندی شده می باشند، می تواند مفید باشد.

-        در ابتدا از خطوط با فاصله بیشتر استفاده شود تا کودک بتواند بزرگتر بنویسد؛

-        کاغذهایی با خطوط خیلی پر رنگ (سیاه تر) می تواند به توجه کودک کمک کند.

-        استفاده از برنامه های نوشتاری.

 

مهارت هایی که در هر دوره ی آموزشی از کودک مورد انتظار است:

الف- دوره آمادگی:

1-    نشستن به صورتی آرام و توجه کردن به معلم (مربی)؛

2-    تشخیص محرک های شنوایی و بینایی؛

3-    پیروی و متابعت از دستورات؛

4-    توسعهی زبان و گویایی؛

5-    افزایش هماهنگی مهارتهای حرکتی (نظیر نگهداری مداد در دست و بریدن با قیچی)؛

6-    پرورش مهارتهایی که برای مراقبت شخصی لازمند (مانند بستن بند کفش، بستن و باز کردن دکمه ها، باز کردن و بستن زیپ و توالت رفتن)؛

7-    نحوه ی برخورد با همسالان در موقعیت های گروهی (هالاهان و کافمن، 1371)

کودک عقب مانده ذهنی کودکستانی (قبل از دبستان) در زمینه حسی- حرکتی باید بتواند در زمینه های زیر توفیق حاصل کند؛

-        در زمینه ی بصری از عهده ی تشخیص بزرگترین و کوچکترین از میان اشیا برآید

-        توانایی کنترل و هماهنگی قسمت های مختلف بدن در فعالیت های مختلف حسی- حرکتی (بصری) داشته باشد؛

-        به محرکات عضلانی- حرکتی پاسخ مناسب دهد (افروز، 1375).

ب- دوره ی اول دبستان: (سن زمانی 6 تا 10 سال و سن عقلی 4 تا 6 سال):

1-    مهارتهای داخل کلاس درس (مثل پیروی از دستورات)؛

2-    مهارت های اساسی درباره نحوه برخورد با دیگران؛

3-    مهارتهای مربوط به سازگاری؛

4-    مهارتهای مربوط به دوست یابی؛

5-    مهارتهای مربوط به توانایی انجام کار.

ج- مهارتهای کلاس دوره دوم دبستان: (سنین زمانی 9 تا 13 سال و سن عقلی 6 تا 9 سال)

در این دوره هدف از تدریس خواندن این است که او بتواند از طریق آن با استقلال عمل کند یعنی آن را کاربردی کند.

دوره دبستان برای کسب مهارتهای حرکتی، زمانی بسیار حساس است، تقریباً 90 در صد از حرکات درشت (فعالیت های ماهیچه ای) و 80 درصد از هماهنگی حرکتی ظریف (ماهیچه های کوچک) تا سن 12 سالگی کسب میشود (مفیدی، 1373).

د- مهارتهای دوره متوسطه:

دانش آموز زمانی که به این دوره می رسد باید بتواند نیازهای مربوط به دوره آمادگی را به کل بر طرف سازد. در این مرحله احتیاج به آموزش برنامه های عملی بیش از زمانی است که کودک جوانتر است.

آموزشهای اجتماعی و شغلی نیز از اهمیت زیادی برخوردارند. برنامه های انتقالی به منظور آماده نمودن دانش آموزان برای ورود به دنیای کار و مشاغل بعد از دوره دبیرستان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مرحله یک عامل عمده برای دانش آموزان عقب مانده خفیف در مرحله انتقال از دبیرستان به دوره کار این است که تا چه حد قادر است مهارت لازم را در رفتارهای اجتماعی از خود نشان دهد (هالاهان و کافمن، 1371).

در قبل نیز اشاره شد که مرحله حسی- حرکتی جزء مراحل مهم رشد محسوب میشود به لحاظ حساسیت این مرحله در رشد کودک به این حیطه نگاه تحلیل تری در خصوص کسب نوع مهارت انداخته میشود.

 

دو ساله ی اول زندگی و کسب مهارتها در کودک عادی:

سه ماهه اول زندگی:

حیطه های اصلی که در سه ماهه ی اول زندگی توسعه می یابند عبارتند از:

1-    حرکات اصلی: مانند کنترل سر؛

2-    حرکات ظریف: مانند نگه داشتن شیئی در دست؛

3-    بینایی: مانند دنبال کردن حرکت افراد با چشم؛

4-    تغذیه: ممکن است در این زمینه شادی خود را هنگام اتمام غذا نشان ندهد)؛

5-    بعد اجتماعی: برقراری ارتباط به صورت خندیدن؛

6-    صدا سازی: ایجاد صداهای شبیه خنده؛

7-    شنیدن و گوش دادن: واکنش نسبت به صدا.

سه تا شش ماهگی:

ویژگی اصلی و مهم این دوره، فعالیت بیش از حد کودک و شروع رفتارهای ابتدایی و مجذوب شدن هر جه بیشتر به امور مربوط به خودش است. کودک بطور قابل ملاحظه ای قوی تر می شود و سرش را به طور پیوسته و برای مدت طولانی بالانگه می دارد. وقتی در حالت نشسته قرار میگیرد شروع به چرخاندن سرش می کند و به اطرافش نگاه می کند. در پایان این دوره او می تواند خودش برای مدت خیلی کوتاه بنشیند و با تکیه گاه می تواند خوب بنشیند. همچنین یاد می گیرد که غلت بزند و ممکن است با غلت زدن، اطراف خودش حرکت کند.

شش تا نه ماهگی:

شش تا نه ماهگی شروع ادراک و استقلال است.

در پایان این دوره کودک می نشیند و اشیا را بر می دارد و دوباره سر جایش می گذارد. او ممکن است در صدد مرحله ایستادن باشد و لغات آشنا را درک کند.

نه تا دوازده ماهگی:

بین 9 تا 12 ماهگی، کودک می تواند با دادن دستش به بزرگتر قدم بردارد.

در پایان این دوره، به تنهایی چند قدم بر می دارد. اکنون با دستش اشیا را بر می دارد و هر وقت بخواهد آنها را رها می کند یا سر جایش می گذارد. از نظر حافظه پیشرفت کرده و می تواند به دنبال اشیایی که می خواهد بگردد. لغات آشنا مانند فنجان را می داند و چندین لغت رامی گوید. رویدادها را تشخیص می دهد. مثلاً اگر کفش او را بردارید پایش را برای پوشیدن آن بالا می آورد. او با حرکت ایما و اشاره ارتباط اجتماعی برقرار می کند (الله یاری، 1382).

شکی نیست که در مرحله حسی- حرکتی نیز فرد هر چه سازگاری بهتری با محیط داشته باشد، مشکل کمتری خواهد داشت. این سازگاری از سنین پایین شروع شده تا جایی که کودک در هر زمان با توجه به شرایط خود محتاج سازگاری خاص خواهد بود.

هدف نهایی از سازگاری اجتماعی عقب ماندگان ذهنی، داشتن کفایت و توان زندگی اجتماعی است (افروز، 1371).

از آنجایی که با توجه به هر کودک برنامه پیشنهادی خاص نیاز است. بنابراین نمونه ای از برنامه پیشنهادی برای دانش آموزان عقب مانده ذهنی شدید و عمیق ارائه می گردد (هالاهان و کافمن، 1371).

 

دوره بزرگسالی

دوره ابتدایی

دوره پیش دبستانی

هماهنگی مهارتهای حسی- حرکتی

رشد مهارتهای حسی- حرکتی

محرکهای حسی- حرکتی

1- طبقه بندی، حمل کردن، چیزی را داخل چیز دیگر قرار دادن، کشیدن، تا کردن.

2- پاسخ دادن به فعالیتهای ریتمیک، علامتها و هشدارها.

3- تصمیم گیری و انتخاب.

4- تشخیص اندازه ها، وزنه ها، رنگها، فواصل، موقعیتها، بوها، حرارت و غیره

تشخیص شکلها، اندازه ها، موقعیتها و فواصل.

2- تشخیص صداها، وزنها و قافیه ها 

3- تشخیص طرحها، وزنه ها، فرمها و درجه حرارت.

4- تشخیص بوهای خوب و بد که برایش آشناست.

1- برانگیختن حواس بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و واکنشهای عضلانی

2- غنی ساختن محیط و تشویق کودک به کشف محیط پر جاذبه و گیرایی که برایش فراهم شده است.

مهارت جسمانی و سایر تفریحات

تحرک و هماهنگی جسمانی

رشد جسمانی

1- راندن وسایط نقلیه و شرکت در فعالیتهایی شبیه ژیمناستیک و مسابقه های دو میدانی.

2- نقاشی با مداد، برش با قیچی، نخ کشیدن مهره ها، چسباندن، و سرهم کردن وسایل.

3- شنا و بازی در آب

4- استفاده از پارکهای عمومی و سایر وسایل تفریحی

1- تمرین پیاده روی

2- غلبه بر موانع (مثل راه رفتن از روی پله ها، حرکت در سراشیب، دویدن، پریدن، بالانس، بالا رفتن

3- استفاده از وسایل در زمین بازی

4- شرکت در مسابقه ای دو میدانی

1- تعادل جسمانی

2- ورزش غیر فعال

3- غلتیدن، خزیدن و سینه مال رفتن.

4- موازنه سر و بدن

5- استفاده از دستها به طرزی درست

6- تمرین ایستادن

7- یادگیری حرکات بدنی

مراقبت از خود

رشد مهارتهای مربوط به خودیاری

دوره قبل از خودیاری

1- خوردن غذاهای مختلف در حضور خانواده، استفاده از ظروف غذاخوری، انتخاب غذای مورد علاقه

2- لباس پوشیدن به کمک یا راهنمایی دیگران.

3- استفاده از توالت بطور مستقل و یا سرپرستی گاه به گاه از طرف دیگران

1- خوردن غذا با قاشق و فنجان بدون کمک دیگران، خوردن غذاهای متفاوت، داشتن رفتاری مؤدبانه هنگام صرف غذا.

2- لباس پوشیدن، در آوردن لباس به کمک دیگران، بستن دکمه و زیپ.

3- خشک کردن دستها و صورت، شستشوی قسمتی از بدن.

4- برنامه ریزی برای رفتن به توالت، گفتن این که نیاز به رفتن به توالت دارد. استفاده از توالت به کمک دیگران

1- خوردن غذا از بطری و قاشق؛ نوشیدن آب از فنجان و با دست غذا خوردن.

2- لباس پوشیدن، هماهنگ ساختن لباسها با بدن، و در آوردن قسمتی از لباسها

3- استحمام، استفاده از صابون و لیف، شرکت در خشک کردن بدن بعد از استحمام.

4- به توالت رفتن، طرح برنامه ی منظم برای توالت رفتن.

 

رشد گویایی و تکلم

رشد تکلم

ایجاد انگیزه برای تکلم

1- گوش دادن به افرادی که سخن می گویند.

2- استفاده از زبان علامات،کلمات و عبارات

3- پیروی از دستورات غیر پیچیده.

1- تشخیص نام خود، تشخیص اشیاء آشنا، و تشخیص قسمتهای مختلف بدن

2- اجرای برخی دستورات ساده.

3- آغاز سخن گفتن و زبان علامات

4- استفاده از زبان علامات، کلمات و عبارات.

1- جلب توجه کودک بسوی صداهای مختلف

2- تشویق کودک به این که با استفاده از صدا منظور خود را بیان کند.

3- عکس العمل مناسب در برابرتقاضاهای گفتاری و غیر گفتاری

4- شناخت اشیاء

خود رهبری در کارها

رفتار اجتماعی

واکنش های فردی

1- استفاده از مهارتها برای محافظت از خود.

2- سهیم شدن، نوبت را رعایت کردن، و منتظر دستور ماندن.

3- مسافرت کردن تحت سرپرستی

4- تکمیل تکالیفی که برایش تعیین شده

5- شرکت در کارهایی که در مدرسه انجام می شود.

1- درخواست توجهات شخصی

2- بازی کردن به صورت انفرادی در کنار دیگران

3- استفاده از مهارتهای اساسی برای مراقبت از خود.

4- بازیهای دسته جمعی با دیگران

1- شناخت افراد آشنا

2- تقاضای توجه از طرف دیگران

3- خود را برای مدتی کوتاه سرگرم کردن

4- ور رفتن با اسباب بازیها و سایر وسایل

 

ادامه مطالب در پست جدید     

       

                         

         

          

 

|+| نوشته شده توسط سید مهدی پناهی در 88/09/04  |
 
 
بالا