دکتر حسین کریمی

عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات توانبخشی اعصاب اطفال دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

  عقب ماندگی ذهنی اختلالی است که معمولاً کودک علاوه بر مشکلات مغزی و عصبی دچار درجات مختلفی از اختلالات حرکتی نیز می باشد. از طرف دیگر پزشک معالج روی حرکات و چگونگی ایستادن، راه رفتن و تعادل کودکانی که به آنها برچسب اشکالات ذهنی زده می شود، دقت چندانی نمی کند و این اشکالات حرکتی به صورت عدم راست قامتی، بازباز حرکت کردن و بقیۀ مشکلات حرکتی که دارند، معمولاً مرتبط با اشکالات ذهنی تعبیه می کنند و به مرور زمان همان طوری که رفع اشکال ذهنی را غیر قابل حل می دانند در مورد اشکالات ایستادن، راه رفتن و اختلال در حرکات گوناگون کودک دارای اختلال ذهنی را تابع مشکل ذهنی و مسئله را غیر قابل درمان تلقی می نمایند. برای والدین این شکل ایستادن مسئلۀ مهمی است. زیرا که بلافاصله در سطح اجتماع حالت بد او قابل تشخیص است و نگاه های مردم برای والدین بسیار نامأنوس و رنج آور خواهد بود. در حالی که این دو مسئله از نظردرمان توانبخشی کاملاً مجزا است. زیرا مشکلات ذهنی تقریباً وابسته به خود مغز بود. در حالی که اشکالات حرکتی و درمان آن اکثراً وابسته به مناطق Subcortical است که می تواند قابل درمان باشد. اگر کودک دارای اختلالات ذهنی را در سنین پایین تشخیص دهیم، می توانیم اشکال ایستادن، نحوۀ راه رفتن، چگونگی حرکت کردن، دویدن وپریدن و انجام کلیۀ اعمال حرکتی (اعم از حرکات درشت Gross و حرکات ریز Fine movement) را با پیگیری مرتفع نماییم یا لااقل تقلیل دهیم. اما اگر کودک در سنین مدرسه باشد، لازم است اقدامات درمانی نه به صورت فرد، بلکه مثل سایر ساعات ورزشی به صورت دسته جمعی، با برنامۀ ورزشی، او را در مسیر بهبودی قرار دهیم. در نتیجه کاهش اختلال حرکتی، تسهیل در فرایندهای ذهنی کودک ایجاد خواهد کرد.

  چون اشکالات حرکتی به صورت های گوناگون در کودکان دارای مشکل دار ذهنی وجود دارد، لازم است با نظر یک متخصص در امر اختلالات حرکتی کودکان (مثل کاردرمان یا فیزیوتراپ) کودکان را بر حسب نوع اختلال حرکتی به دسته های 4-3-2 نفری تقسیم کنیم و برای هر دسته یک برنامۀ خاص ورزشی، به صورت رقابتی پی ریزی نماییم تا هم پروسۀ ورزشی، درمانی را اجرا نماییم و هم از امکانات لذت برده و باعث تشویق در انجام ورزش های دسته جمعی گردد. در ضمن چون چنین کودکانی در موقع ورزش به دوست خود نگاه می کنند، می شود برای تصحیح حرکت از عامل رقابت و مقایسه به نحو احسن استفاده کنیم. البته حتماً مربی ورزش باید برای هر دسته، برنامۀ خاص ورزشی داشته باشد. هرچند ممکن است سطح ناتوانی کودک دارای اختلال حرکتی به حدی  باشد که ابتدا انجام تمرینات ورزشی به صورت فردی و یا دو نفره شروع گردد و یا اگر اختلالات حرکتی شدید باشد که ورزش را برای یک اندام و یا اعضای خاص او محدود نماییم و برنامه ریزی کنیم.

  نکتۀ مهم این است که ورزش چند فایدۀ مهم دارد.

  اول اینکه زمینۀ شعف و شادی و تکامل برای کودک فراهم شده و امکانات حرکات مختلف را به کودک آموزش داده تا کودک با کمک ورزش جسم خود را بیابد. (و در شناخت Body image کامل تر می شود.)

  دوم اینکه با دستورات ورزشی از طریق توجه فرایندهای شنیداری و دیداری کودک را تقویت می نماییم. اگر سطح ورزش کردن به حدی باشد که بتواند کودک به فاز خستگی و عرق کردن برسد، می توانیم از اشکالات سیستم اعصاب خودکار او (اعم از زیاد عرق کردن یا اصلاً عرق نکردن و سایر اشکالات این سیستم) پی ببریم.

  مسئۀ نهایی که مهمترین منظور ما این است که با انجام ورزش، قسمت حسی و حرکتی مغز را که در شناخت هم می تواند شرکت داشته باشد فعال خواهد نمود. بنابراین اگر در مسیر رفع یا بهبود اشکالات حرکتی کودکِ دارای اختلال ذهنی از برنامه های مختلف ورزشی استفاده شود به امکانات قابل قبول حرکتی و همچنین ذهنی خواهیم رسید و در نتیجه به سرعت عمل، توجه و تمرکز کودک هم کمک شایانی خواهد کرد.

  امکان تصحیح و اعمال حرکتی، Posture کودک دو امکان مهم به ما می دهد.

  1- با تصحیح اعمال حرکتی و بالا بردن چابکی کودک، مسئلۀ اختلال ذهنی او در اجتماع کمتر دیده می شود و در نتیجه والدین از نگاه های مختلف و گوناگون افراد جامعه در امان باقی خواهند ماند. که شکنجه آورترین قسمت، داشتن یک کودک MR است.

  2- وقتی اعمال حرکتی تصحیح گردد (در کودک مشکل دار ذهنی تصحیح آن زمان زیادی وقت نیاز دارد.)

  لازم است توجه داشته باشیم منطقۀ حسی و حرکتی مغز، قسمت اعظم هر دو نیمکره را دربرخواهد گرفت. این قسمت ها در حین اعمال ذهنی به خوبی مورد استفادۀ عملکردهای ذهنی واقع می گردند و در نتیجه با رفع اختلال حرکتی، هم کودک در فرمان پذیری چابک تر خواهد شد، هم سرعت عمل سریعتری پیدا خواهد کرد و هم در نهایت اختلال توجه و تمرکز او بهتر می شود. (شکل حسی و حرکتی مغز)

  اگر تمام اینها را با هم جمع کنیم، ملاحظه خواهیم کرد که شناخت بهتری در زمینۀ تسهیل فرایند یادگیری کودک به وجود می آید. در صورتی که به فرایند بهبود اشکالات حرکتی به خوبی توجه داشته باشیم مدرسه یکی از بهترین مکان ها می باشد که به ما امکان می دهد کودکان را به دسته های مختلف که با هم شبیه هستند تقسیم نماییم. (چنین امکانی در مراکز توانبخشی وجد ندارد) اگر به دلایل دقیق نوروفیزیولوژی دقت داشته باشیم، بهتر شدن حرکات باعث تسهیل در امر کاربری ذهنی می گردد؛ و در اثر بهتر شدن فرایند های ذهنی، و سایر پارامترهای گفته شدۀ  قبل مثل توجه و تمرکز، معلم بهتر می تواند پارامترهای آموزشی را به کودک تفهیم نماید. لازم است به این مهم دقت کنیم ورزش به خودی خود مقدار توانمندی یا بهرۀ هوشی را بالا نمی برد. ولی ورزش در بهتر شدن اعمال و واکنش های حرکتی به کودک این امکان را خواهد داد که از همان مقدار بهرۀ هوشی که دارد به نحو احسن بهره برداری نماید. اگر نگوییم ورزشی که با برنامه ریزی درمانی، برای رفع اشکالات حرکتی بنا شده است، برای این کودکان حتی از آموزش مهمتر است. ولی با دلایل گفته شده می توان آن را همسنگ آموزش به حساب آورد. ورزش همچنین می تواند برای آموزش ساده تر این کودکان به عنوان پارامتر تسهیلی عمل کند.